تبليغاتX
HamSeda
یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 21:55
خسته شده ام از این همه خبر بد در ایران ....

آرزو به دلم ماند خبر خوبی از ایران بشنوم ؟ چرا ؟ .... حرف حرف بازداشت است و به زندان افکندن . خبر خبر گرانی است و فشارهای اقتصادی

من جای شما خالی یک هفته ای " لاس وگاس " بودم خوب بود خوش گذشت البته ۵۰۰۰دلار باختم ولی خوب من هر سال یک سفر ۱۰ روزه به آنجا دارم و این عادت فراموش شدنی نیست

ای کاش ایران هم به آزادی میرسید و هر روز احکام وحشتناک سنگسار و زندان و حبس صادر نمیشد  . زندگی دو روزه ارزش اینهمه ناراحتی را ندارد کی باید این مطلب رو درک کنه آقای خامنه ای ؟ استبداد هیچوقت پایدار نمونده اینبار هم نخواهد ماند

وبلاگ های همه شما دوستان را میخوانم ولی اصلا مود نوشتن ندارم ببخشید

نوشته شده توسط ayda  | لینک ثابت |

شنبه دوم تیر 1386 14:43
سلام دوستان . برای یک سفر کاری به کانادا رفته بودم اوضاع ایران گویی درست شدنی نیست معلوم نیست چه کسی فرمان چنین سیاست ها خشمانه ای را در ایران صادر می کنه ؟

در آمریکا بیمارستانی که مسئولیت بیماری رو قبول نکرده بود و باعث مرگ بیمار شده بود تعطیل شد این به نظر من یعنی قانونمندی ... هفته گذشته زنی به بیمارستان مراجعه کرده بود و کادر بیمارستان بخاطر اینکه پول و بیمه نداشته از پذیرش بیمار امتناع کرده بودند ... این هفته بیمارستان را بستند تا دیگه هیچ کسی از این بی مسئولیتی ها انجام ندهد حالا بگذریم که چقدر هم باید به خانواده متوفی جریمه بدهند .... این یعنی یک نظام هماهنگ یک آرامش روانی یک جامعه ایده آل

همینطور دختر "هیلتون" صاحب هتل های معروف دنیا بدلیل خوردن مشروب الکلی و رانندگی در آن حال به دو هفته زندان محکوم شده با اینکه از نفوذ وکلای مدافع و بسیاری از بزرگان سیاست برخوردار بود اما نتوانستند هیچ تخفیفی برای او قائل شوند .... در اینجا قانون حرف اول را میزند نه پول

اما متاسفانه در ایران همه چیز پارتی بازی و باند بازی است .... حالا اونهایی که میگن جامعه آمریکا بده یک قیاس کوچک داشته باشند خودشان پی میبرند که آزادی عمل داشتن و تمام شهروندان را به یک چشم نگاه کردن چه جامعه ایده الی درست می کنه

مردم ما هم باید از خودشان شروع کنند دنیای امروز دیگر تابع قانون و حقوق بشر است و غیر از این نباید باشد .... امیدوارم روزی ایران به این رشد اجتماعی برسد که بهتر از بمب اتم است

نوشته شده توسط ayda  | لینک ثابت |

حجاب جمعه یازدهم خرداد 1386 22:21
آیا مشکل ایران فقط حجاب خانمهاست ؟ کشورمان با هزاران مشکل کوچک و بزرگ دست و پنجه نرم میکند و آقایان فقط چسبیده اند به حجاب ! ... با اینکه با شروع فصل تابستان معمولا این برخوردها کم و بیش صورت می گرفته ولی امسال مثل اینکه این مسئله بسیار جدی تر شده ... وقتی زنی حق انتخاب لباس خود را نداشته باشه دیگه چه حقی رو میخواد داشته باشه ؟ ... چیز عجیبیه فکر میکنم دستهای پشت پرده این جریان هستند ... یادم میاد چند وقت پیش حکومت ایران برای برخورد پلیس آمریکا با یک ایرانی چنان هیاهوئی براه انداخت که گوش فلک هم کر شد ... چه شده که خودشان چنین بر سر زنان و دختران ایرانی و هموطن و هم کیش خود درمیآورند ؟ بیخود نیست که همه گریزان از مملکت هستند و به هر کاری متوسل می شوند که به این طرف بیایند

یک آقای ایرانی را می شناسم با ۵۵ سال سن سال پیش با یکدختر خانم ۱۹ ساله ایرانی ازدواج کرد و هنوز هم کار گرین کارتش درست نشده و در ایران منتظر و چشم براه گرین کارت است حالا اینکه چه چیز باعث شده این دختر جوان راضی به ازدواج با این آقا که فرزندانش از ازدواج قبلی چندین سال بزرگتر از عروس خانم هستند ٫ بشه ... خدا میدونه ....XXXX

نوشته شده توسط ayda  | لینک ثابت |

دوشنبه هفتم خرداد 1386 22:1
سلام دوستان

امروز " روز یادبود " در آمریکا بود و ادارات تعطیل و جشن و تجلیل از کشته شدگان جنگ بود یاد ایران افتادم که برای هر مناسبتی عزاداری میکنند . مگه نمیشه شاد بود و یاد عزیزان را گرامی داشت چرا ولی خوب مثل اینکه ایران با شادی موافق نیستند . حیف از ایران عزیز و قشنگ ما ... نمیدونم چرا ولی اینجا مردم بدنبال شادی هستند و در ایران برعکس پی غم میگردند

مذاکره ایران و آمریکا هم که امروز انجام شد وزیر خارجه آمریکا گفته مذاکرات فقط پیرامون کمک های ایران به عراق و ایحاد امنیت منطقه بوده حالا ایرانی ها چی ها میگن معلوم نیست هیچکدامشان راست نمیگویند خوب این هم سیاست است دیگه ولی امیدوارم راه حل خروج از بحران هائی که برای ایران پیش آمده باشه چون هرچی باشه من ایرانی ام ... با اینکه تبعیت آمریکا را دارم ولی ایران وطن من است

نوشته شده توسط ayda  | لینک ثابت |

ایران سه شنبه یکم خرداد 1386 22:34
امروز تو اخبار رادیوی ایرانی شنیدم رییس جمهور نرخ سود های بانکی رو کم کرده این به نظر من کار بدی نیست با اینکه ایران نیستم و نمیدونم بقول معروف چی به چیه .... ولی اینهمه انتقاد برای کم کردن سودهای بانکی به نظرم معقول نیست ... شاید این تنها کار مفیدی باشه که از زمان به قدرت رسیدنش انجام داده .... حالا اینکه چرا مورد انتقاد قرار می گیره نمیدونم .... نرخ سود بانکهای آمریکا بسیار کمه ولی مردمش در رفاه هستند

زیاد به سیاست و اقتصاد وارد نیستم پس بهتره بیش از این ابراز عقیده نکنم .... اما از وحشیگری هایی که نسبت به خانمها در ایران انجام می گیره واقعا متاسفم .... مثل اینکه حقوق فردی در ایران معنایی نداره این بر داشت دیگه تو این عصر و زمانه خیلی غیر منطقی و احمقانه است .... اینجا حتی حیوانات هم حق زندگی و حقوق فردی دارند ولی در ایران زنان هم از این حق برخوردار نیستند !

ایران را باید ایرانی بسازه به امید روزهای خوش برای سرزمین مادری مان

نوشته شده توسط ayda  | لینک ثابت |

جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 21:39
سلام دوستان الان داشتم اخبار رو می خوندم چشمم به یک خبر عجیب افتاد یه چیزهایی واقعا آدم رو مایوس میکنه بگذارید عین خبر رو بنویسم

به گزارش عصرایران ( asriran.com )  به نقل از العربیه، دکتر عزت عطیه ، رئیس بخش حدیث الازهر ، فتوا داده است اگر دو همکار (یک زن و یک مرد) در یک اتاق که درب آن توسط فردی جز آنها باز نمی شود ، کار می کنند ،بخواهند بین آنها محرمیت ایجاد شود ، زن می تواند پنج بار از شیر خود به همکار مرد خود بدهد و بدین ترتیب آنها با هم محرم و حضورشان در یک اتاق ، شرعی می شود . براساس این فتوای عجیب ، در صورتی که این عمل انجام شود ، زن می تواند چهره و موهای خود را به مردی که شیرش را خورده است ، بنمایاند .
وی البته این را هم گفته است که چنین محرمیتی باید به صورت رسمی و کتبی ثبت شود.
بر اساس این فتوا ، کسانی که با این روش محرم می شوند ، می توانند با یکدیگر ازدواج کنند ولی تا قبل از عقد متعارف شرعی ، حق داشتن روابط زناشویی را نخواهند داشت .
در واکنش به این فتوا ، اعضای فراکسیون اخوان المسلمین در پارلمان مصر ، با اعلام نگرانی خود از طرح این موضوع ، خواستار  اصلاح فتوا از سوی الازهر شدند .
 تعدادی از این نمایندگان فتوای الازهر را باعث رواج فساد در جامعه خواندند و اعلام داشتند که چنین فتوایی مخالف اجماع علمای اسلام است و باید پس گرفته شود

عجب اسلامی !!!!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده توسط ayda  | لینک ثابت |

یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 23:46
سلام دوستان خوبم ـ سلام زیتون جان

داستان ازدواجم چندان شنیدنی نیست بیست سالم بود که یک دکتر پولدار به خواستگاریم آمد و به اصرار خانواده و علیرغم خواست قلبی ام بخصوص که پدرم بیمار بود و میخواست خیالش از بابت من راحت باشد تن به ازدواج دادم ، شوهرم آدم بسیار خوبی بود و منو عاشقانه دوست داشت ولی خوب سنش آنزمان ۴۲ ساله بود و بعد و از دوسال در سن ۴۴ سالگی بر اثر سکته قلبی از دنیا رفت ، بعد از فوت او خواستگاران بسیاری داشتم ولی ترجیح دادم مجرد بمانم و از زندگی ام هم راضی ام ، به هر حال زندگی برای من اینگونه رقم خورد

امروز اینجا روز مادر بود ، شنیدم ایران تولد حضرت فاطمه را جشن می گیرند ولی در آمریکا دومین هفته از ماه می ، من از همین جا این روز رو به همه مادران عزیز تبریک میگم ، به هر حال ارج نهادن از مقام مادر در هر مناسبتی لازم و قشنگه

امیدوارم روزی برسه که مادران و زنان ایران زمین به حق قانونی خودشان که برابری حقوق انسانی است برسند من نمیدونم ایران وضعیت زنان چه جوری هست ولی خوب اینجوری که از اخبار می شنوم دانشجویان دحتر مورد تعرض قرار میگیرند ، خانم معلم ها را بازداشت می کنند وووو ..... به امید روزی که ایران عزیزمان جای زندگی همه ایرانیان آزاده و دور از وطن بشه

همه شما را دوست دارم و خوشحالم که در دنیای وبلاگ با عزیزان وطن ارتباط برقرار می کنم

نوشته شده توسط ayda  | لینک ثابت |

سلامی چو بوی خوش آشنایی جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 20:35
یکی دو ماهی است تصمیم دارم وبلاگ باز کنم   ولی راستش رو بخواهید تایپ فارسی بلد نبودم تا اینکه بوسیله یک خودآموز یاد گرفتم البته چندان تند نمی نویسم ولی خوب باز هم خوبه

ایرانی هستم که ۱۵ ساله از ایران دورم و در کالیفرنیا زندگی می کنم البته سری به وطن میزنم مثلا سه سال پیش رفتم ایران .... اما دوست دارم از طریق شما عزیران با ایران و ایرانی ارتباط داشته باشم ... من عاشق ایرانم ... دوست دارم یکروز برگردم به وطنم .... نمیدونم اون روز کی باشه ولی میدونم که بالاخره یکروز همه چیز درست میشه و مملکت ما رنگ آرامش می بینه

۲۰ ساله بودم که از ایران مهاجرت کردیم در بیست و یکسالگی ازدواج کردم و دوسال بعد شوهرم سکته کرد و منو تنها گذاشت بعد از اون هم دیگه ازدواج نکردم ... البته اینو هم بگم به زور خانواده ازدواج کردم چون شوهرم بیست سال از من بزرگتر بود و من راضی به این ازدواج با این فاصله سنی نبودم ولی خوب بقول معروف قسمت این بود

از زندگی ام راضی ام  . از صبح ساعت ۶ تا ۶ بعداظهر کار می کنم و وقتی میام خانه با اینترنت خلوت میکنم . خانه ای در طبقه دوم یک مجتمع اجاره کرده ام . ماشینم توبوتاست و از زندگی ام با همه یکنواختی اش خشنود هستم

دوستتان دارم به امید روزهای خوش آینده

نوشته شده توسط ayda  | لینک ثابت |